![]() |
![]() |
|
| چنان دل کندم از دنیا که شکلم شکل تنهایی ست ببین مرگ من را در خویش که مرگ من تماشایی ست |
|
دیــشـب دلـم گـرفـت و نـاچـار گــریـه کـردم ازتــلـخــی تـــرانــه بــا تــار گــریـه کــردم فــرسـنگ هـا دویــدم تـا بـردرش رســیــدم دربـسـتـنـش چـو دیـدم، بـسیـار گریـه کردم مــن بــودم وجـهـانـم دل بــود و داســتـانــم تــب کـرده بـود جـانـم، تـبـدار گـریـه کـردم پــای غـــزل فــتـادم رو بـا قـصــیـده کـردم ســر را نـهــاده روی گــیـتـار گـریـه کـردم دل را بــغــل گــرفــتـم تـا مـنـهـدم نـگــردد شــب تـا سـحـر به پـشـت دیـوار گـریه کردم صــد بـار اشـک فـرقــت بـهتر بود از آنکـه: یــک بـار در حــضـور دلـــدار گـریـه کــردم دیــدم بـه گــریــه هـایـم تـابــوت خـنـده هـایـم بـی کـیـفـی ی صـدایــم یـکــبـار گـریـه کـردم |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سی ام خرداد 1386ساعت 11:34 توسط صابر |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
بعد از مرگم به گورم بیا ,
مبادا از گورستان خلوت وحشت کنی زیرا در آنجا قلب آرام خفته, مبادا اشک بریزی زیرا چشمان من همراه با تو اشک خواهد ریخت هرگاه شمعی را در حال سوختن دیدی مرا به یاد آور هرگاه ترانه غم انگیزی شنیدی آنرا به یاد من زمزمه کن زیرا من هر کجا که باشم به یاد تو خواهم بود. |
|
RSS
|