![]() |
![]() |
|
| چنان دل کندم از دنیا که شکلم شکل تنهایی ست ببین مرگ من را در خویش که مرگ من تماشایی ست |
|
دلم اهل شکایت نیست .... شکایت از دلم دارم متهمه به عاشقی دلی که پر کشید و رفت اما هنوز تو عاشقی این دل زندونیه من مجرم بند ابده چی بگم از کجا بگم فقط شکایت و گله یکی بود یکی نبود زیر گنبد کبود هیچکسی همدم دل تنها و بیکسم نبود سفرت درد کمی نیست واسه دلم میدونی راستی باورم نمیشه تو میری و نمیمونی ریشه بستی تو تموم لحظه های بی قراریم دلت از سنگه که میخوای دلمو تنها بذاری تو آخرین نگاه تو من دیگه پیدا نبودم کی جای من بود تو چشات !؟ هیچوقت اینو نفهمیدم نذار که بین من و تو هر چی بوده خاطره شه تو بری و من بمونم قصه ما تموم بشه یه عهدی بود میون ما ، اما حالا یه خاطرس از تو فقط مونده برام ، یه خاطره همین و بس خودت نگفتی که میری اما نگات رفتنی بود هر چی میگفتم که نرو بهونه هات تکراری بود هر جا میرم یاد چشات ، تو قاب چشمای منه صدای میاد اما خودت ، نیستی دلم پر از غمه دیگه دلت که اینجا نیست یادت ولی پیش منه تو نیستی و شب گریه ها دربدری کار منه نذار که دیوونه بشم نذار از عشقت بسوزم بارون چشمام می باره از دوریه تو هنوزم اگه صدامو میشنوی بدون یکی دوست داره یکی که چشماش ابریه ، نیستی و بارون میباره اگه صدامو میشنوی بدون یکی منتظره یکی برای دیدنت نشسته پشت پنجره |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه چهارم فروردین 1387ساعت 20:29 توسط صابر |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
بعد از مرگم به گورم بیا ,
مبادا از گورستان خلوت وحشت کنی زیرا در آنجا قلب آرام خفته, مبادا اشک بریزی زیرا چشمان من همراه با تو اشک خواهد ریخت هرگاه شمعی را در حال سوختن دیدی مرا به یاد آور هرگاه ترانه غم انگیزی شنیدی آنرا به یاد من زمزمه کن زیرا من هر کجا که باشم به یاد تو خواهم بود. |
|
RSS
|