![]() |
![]() |
|
| چنان دل کندم از دنیا که شکلم شکل تنهایی ست ببین مرگ من را در خویش که مرگ من تماشایی ست |
|
این آخرین تلاشمه واسه به دست آوردنت
باور کن این قلبو نرو این التماس آخره
چقدر میخوای تو بشکنی غرور این شکسته رو
هر چی میخوای بگی بگو اما نگو بهم برو
این دلو عاشقش نکن اگه منو دوست نداری
راحت بگو اگه میخوای قلبه منو جا بذاری
دلم پر از شکایته اما صدام در نمیاد
میترسم از دستم بری کاری ازم بر نمیاد
این آخرین تلاشمه واسه به دست آوردنت
باور کن این قلبو نرو این التماس آخره
چقدر میخوای تو بشکنی غرور این شکسته رو
هر چی میخوای بگی بگو اما نگو بهم برو
نرو نذار که بعد از این دنیا به عشق شک بکنه
هر کی دلش جای دیگست عشق رو بخواد ترک بکنه
نفس زدم از ته دل معصومه این قلب به خدا
نذار بشه محال واسش باور عشق آدما
مرگه دلم پای تو اگه ازش گذر کنی
لب تر کنی رفیقتم کافیه با ما سر کنی
مرگه دلم پای تو اگه ازش گذر کنی
لب تر کنی رفیقتم کافیه با ما سر کنی
این دلو عاشقش نکن اگه منو دوست نداری
راحت بگو اگه میخوای قلبه منو جا بذاری
دلم پر از شکایته اما صدام در نمیاد
میترسم از دستم بری کاری ازم بر نمیاد |
|
+ نوشته شده در
شنبه سی و یکم فروردین 1387ساعت 19:1 توسط صابر |
|
|
مرا شبانه به خاک بسپارید تا همگان بدانند سیاه تر از شب تار بوده ام مرا در طابوت سیاه بگزارید تا همگان بدانند سیاه بخت بوده ام تکه یخی بروی قبرم بگذارید تا به جای او برایم اشک بریزد دست هایم را بیرون بگذارید تا همگان بدانند به آنچه خواستم نرسیدم چشم هایم را باز بگذارید تا همگان بدانند چشم انتظار بوده ام.
از دار دنیا منو یه ستاره اونم که می خواد بره تنهام بزاره هرچی که می گم نرو فایده نداره می خواد دلمو به زانو در یباره برای هر جیز یه بهونه می یاره تا میگم آخه میگه آخه نداره میگم بیا تا یکی بیم دوباره آهسته،آروم میگه نداره چاره پیشش می شینم تا بتونه دوباره گذشته هارو باز به خاطر بیاره یادش بیارین دل عاشق بیچاره تو دنیا چیزی نداره جز ستاره پا میشه میره منو تنها می زاره با رفتنش رو دل من پا می زاره از ابر چشمام بارون غم می باره طفلی دل من که شده پاره پاره من بی ستاره همه عمرم تباه روزای عمرم همه رنگه سیاه دونه به دونه نفسام بی ستاره حتی یه ذره رنگ زندگی نداره بی اون نمی خوام دیگه زنده بمونم جز اون نمی خوام واسه هیچ کس بخونم میرم یه گوشه تک و تنها می شینم شاید بتونم کمی اروم بگیرم |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت 21:43 توسط صابر |
|
|
آرزو دارم شبی تنها شوی لحظه ای هم غصه با غم ها شوی آرزو دارم بفهمی درد چیست
آنکه بشکسته دلش از درد کیست
آرزو دارم دمی عاشق شوی
سینه سوز و هم دم مشکل شوی
آرزو دارم بفهمی عشق چیست
آنکه هر لحظه بیادت بوده کیست
من سخن کوته کنم از آرزو
آرزویت بوده هر دم آرزو |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387ساعت 19:26 توسط صابر |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
بعد از مرگم به گورم بیا ,
مبادا از گورستان خلوت وحشت کنی زیرا در آنجا قلب آرام خفته, مبادا اشک بریزی زیرا چشمان من همراه با تو اشک خواهد ریخت هرگاه شمعی را در حال سوختن دیدی مرا به یاد آور هرگاه ترانه غم انگیزی شنیدی آنرا به یاد من زمزمه کن زیرا من هر کجا که باشم به یاد تو خواهم بود. |
|
RSS
|