![]() |
![]() |
|
| چنان دل کندم از دنیا که شکلم شکل تنهایی ست ببین مرگ من را در خویش که مرگ من تماشایی ست |
|
کیه که آخر دیوونگیه واسه چشمات
کیه که جز من می میره واسه لحن خنده هات
کی برات قصه میگه شبا که خوابت نمی ره
کی پا به پات میاد وقتی که بارون میگیره
کیه که وقتی تشنته تو ابرا بلوا میکنه
اگه یه جرعه آب بخوای کویر و دریا می کنه
اون منم...
اون منم که عاشقونه شعر چشماتو میگفتم
هنوزم خیس میشه چشمام
وقتی یاد تو می افتم
هنوزم میای تو خوابم تو شبای پر ستاره
هنوزم میگم خدایا کاشکی برگرده دوباره...
کاشکی برگرده دوباره... |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387ساعت 21:3 توسط صابر |
|
|
ما دوتا پرنده بودیم
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 20:57 توسط صابر |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
بعد از مرگم به گورم بیا ,
مبادا از گورستان خلوت وحشت کنی زیرا در آنجا قلب آرام خفته, مبادا اشک بریزی زیرا چشمان من همراه با تو اشک خواهد ریخت هرگاه شمعی را در حال سوختن دیدی مرا به یاد آور هرگاه ترانه غم انگیزی شنیدی آنرا به یاد من زمزمه کن زیرا من هر کجا که باشم به یاد تو خواهم بود. |
|
RSS
|