![]() |
![]() |
|
| چنان دل کندم از دنیا که شکلم شکل تنهایی ست ببین مرگ من را در خویش که مرگ من تماشایی ست |
|
فاطمه ای که غمت داغ تو سر می شکند زیر بار غم تو کوه کمر می شکند جبریل است که از داغ تو پر میشکند فاطمه حبیبم بی تو من غریبم فاطمه حبیبم بی تو من غریبم چه گمان داشت که در طی جوانی زهرا نازنین نازنین پهلویش از ضربت دست می شکند زین مصیبت به خدا پشت پدر می شکند از برم رفتی و از پیش مکردی مرا بعد از فقدان نبی رکن دگر می شکند جان به قربان تو و سینه سپر گردن تو صبر کردی و نگفتی که سپر می شکند |
|
+ نوشته شده در
جمعه هفدهم خرداد 1387ساعت 19:14 توسط صابر |
|
|
اين روزا ، درياي دل ، بدجوري طوفاني شده آسمون اين چشا ، بدجوري باراني شده اين روزا ، جاي يه چيزي ، توي قلبم خاليه تكسوار روياهام ، مترسكي پوشاليه اين روزا، انگار ازين ، عالم و آدم بريدم از تموم خوش به حالي هام ، ديگه دست كشيدم اين روزا ، عطر اقاقي رو ، ديگه دوست ندارم يا اگر دارم ، ديگه حتي به روم نميارم اين روزا ، توي دلم ، صداي غم رو ميشنوم ميگه بعد ازين ميام ، هر روز بهت سر ميزنم اين روزا ، عشق و يقين ، از دل من فراريه قصه ي تحمل هم ، حكايتي تكراريه اين روزا ، هيچ قسمي رو ، ديگه باور ندارم اعتقادي هم به عشق و ، يارو ياور ندارم اين روزا ، شك ميكنم ، به پاكيه زلال آب حتي حرمت نداره ، ديگه برام تعبير خواب اين شبا ، حتي چشام ، خوابهاي رنگي ندارن همه شون سياه سفيدن ، كه قشنگي ندارن اين شبا ، آسمون دلم ، چقدر بي ستارس قصه هاي شب من ، همش كم و نيمه كارس اين شبا ، ديوهاي قصه هام ، ديگه دود نميشن كه جاشونو ، به فرشته هاي مهربون بدن اين روزا ، صداي بارونم ديگه تكراريه مثل ضجه هاي اون ، ساعتهاي ديواريه ساعتي كه تيك تيكش ، قلب سكوت و ميشكنه قصه ي رفتن عمرو ، داره فرياد ميزنه اين روزا ، فكر ميكنم ، فقط بايد دعا كنم اوني رو كه گم شده توي دلم ، صدا كنم شايد آفتابي بشه ، تو شب يلداي دلم شايدم حل بكنه ، اينهمه درد و مشكلم |
|
+ نوشته شده در
جمعه هفدهم خرداد 1387ساعت 19:10 توسط صابر |
|
|
چنان دل کندم از دنیا که شکلم شکل تنهایی ست |
|
+ نوشته شده در
جمعه هفدهم خرداد 1387ساعت 19:5 توسط صابر |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
بعد از مرگم به گورم بیا ,
مبادا از گورستان خلوت وحشت کنی زیرا در آنجا قلب آرام خفته, مبادا اشک بریزی زیرا چشمان من همراه با تو اشک خواهد ریخت هرگاه شمعی را در حال سوختن دیدی مرا به یاد آور هرگاه ترانه غم انگیزی شنیدی آنرا به یاد من زمزمه کن زیرا من هر کجا که باشم به یاد تو خواهم بود. |
|
RSS
|