![]() |
![]() |
|
| چنان دل کندم از دنیا که شکلم شکل تنهایی ست ببین مرگ من را در خویش که مرگ من تماشایی ست |
|
دل تو يه دريا خون بود دل من يه دريا ترديد پي خوشبختي يک قصر که واسه من و تو باشه لعنت به سفر کاري کرد راهمون از هم جداشه گفتي سهممون از اين عشق غصه و درد و رنجه ديگه راه چاره اي نيست دلهامون از هم جدا شه گفتم ماه من غصه نخور زندگي جزر و مد داره دنيا همش يه رنگ نيست لحظه خوب و بد داره گفتي دريا شده عشق تو کم شده از مهر تو فرياد بي صدا شده معني هر بيت تو معني زندگيت فقط طرح يه جور سواله سهم تو از زندگي جواب اين سواله چرا همش اسمون از ترحم خاليه چرا همش عاشقي اخر بي رحميه حالا تو اين غربت بي اميدي و فردايي ميريزه اشک از قعر اين چشمان دريايي سهم من از عشق تو شايد فقط فرياده چشمه اشکم خشکيد يادت عين مرداده فرياد ميزنم اسمون عشقم رو از تو ميخوام اسمون هم تو جواب ميگه اون هرگز نمياد شايد تو راست ميگفتي کم شده از مهر من فرياد بي صدا شده معني هر بيت من |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و چهارم خرداد 1387ساعت 21:25 توسط صابر |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
بعد از مرگم به گورم بیا ,
مبادا از گورستان خلوت وحشت کنی زیرا در آنجا قلب آرام خفته, مبادا اشک بریزی زیرا چشمان من همراه با تو اشک خواهد ریخت هرگاه شمعی را در حال سوختن دیدی مرا به یاد آور هرگاه ترانه غم انگیزی شنیدی آنرا به یاد من زمزمه کن زیرا من هر کجا که باشم به یاد تو خواهم بود. |
|
RSS
|