![]() |
![]() |
|
| چنان دل کندم از دنیا که شکلم شکل تنهایی ست ببین مرگ من را در خویش که مرگ من تماشایی ست |
|
باز قلم به دست از تنهایی می نویسم از دل تنگ و از پریشانی می نویسم ای آنکه جام دلم از عشق تو لبریز فصل فصل وجودم از دست تو پاییز زیر آوار غمت دل من آواز دارد به سوی قبله خود راز و نیاز دارد صدای دلنشینت دلتنگ ترم میکند یاد خاطره هایت عاشقترم میکند تصویر قشنگ تو روی سینه تنگ اما طرح دل تو طرحی از دل سنگ کانون قلب من با غوغا می لرزد چشمان کوچک من دریا می گرید مگر می توان تو را از یاد بردن تو را به قصه های دور سپردن نگاهت را از من نگیر باز دلم را نشانه کن برای بودن و زندگی باز مرا بهانه کن |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387ساعت 11:39 توسط صابر |
|
|
ای ستاره ها که بر فراز آسمان
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387ساعت 11:38 توسط صابر |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
بعد از مرگم به گورم بیا ,
مبادا از گورستان خلوت وحشت کنی زیرا در آنجا قلب آرام خفته, مبادا اشک بریزی زیرا چشمان من همراه با تو اشک خواهد ریخت هرگاه شمعی را در حال سوختن دیدی مرا به یاد آور هرگاه ترانه غم انگیزی شنیدی آنرا به یاد من زمزمه کن زیرا من هر کجا که باشم به یاد تو خواهم بود. |
|
RSS
|