![]() |
![]() |
|
| چنان دل کندم از دنیا که شکلم شکل تنهایی ست ببین مرگ من را در خویش که مرگ من تماشایی ست |
|
ساحل نشينان پير باور دارند
|
|
+ نوشته شده در
شنبه سی ام آذر 1387ساعت 19:55 توسط صابر |
|
|
لالالالا نـخواب ســودی نـداره هــمون بـهتر که بـشماری ستـاره همون بهتر که چـشمات وا بـمونه که مـاه غـصه ش نشه تنها بیـداره لالالالا نـخواب بازم ســفر رفـت نمیدونم به کارون یا خزر رفـت فقط دردم ایــنه مثل هـمیشه بـدون اطلاع و بـی خـبر رفــت لالالالا نـخواب میدونـه جنگه دست هر کی مـی بینی یـه تفنگـه یـه عـمر دور چشماش گشتم اما نفهــمیـدم که اون چشما چه رنگه لالالالا نخواب زنـدونـه دنـیـا ســر ناسـازگاری داره با ما بشیـن بـازم دعا کن واسه اون که ما رو ایـنجا گذاشت تنهای تـنـها لالالالا نـخـواب اون راه دوره خدا می دونه که حـالـش چـه جـوره توی خلوت می گم اینجا کـسی نیست خداییش کـه دلـم خیـلی صـبوره لالالالا نخواب تـیـره ست چراغـم مـثـله آتـش فـشون میمونه داغـم به جونه گلدونا کم غصه ای نیسـت هـزار شـب شـد نیومد باز سـراغـم لالالالا نـخواب تلخه جـدایی کمـر خم مـیشه زیـر بی وفایی تو بـیدار بـاش همه تو خواب نازن برای کی بخونم پس لالایـی؟ لالالالا نخواب تـنهایی زرده اگه طولانی شـه مـثـل یه درده اگه چشم انـتـظار باشی که هیچی دروغ مـیگی بـه دل که بـر میگرده لالالالا نخواب دنیا خسیسه واسه کم آدمی خـوب می نویسه یکی لبهاش تو خوابم غرق خنده ست یکی پلکهاش تو خوابم خیس خیسه لالالالا اینم بـود سـرنوشتم این از امروزم و این از گذشـتم نمی خوابم تا تو برگردی یک روز مـنم خواب رو واسه اون روز گذاشتم
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و سوم آذر 1387ساعت 22:28 توسط صابر |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
بعد از مرگم به گورم بیا ,
مبادا از گورستان خلوت وحشت کنی زیرا در آنجا قلب آرام خفته, مبادا اشک بریزی زیرا چشمان من همراه با تو اشک خواهد ریخت هرگاه شمعی را در حال سوختن دیدی مرا به یاد آور هرگاه ترانه غم انگیزی شنیدی آنرا به یاد من زمزمه کن زیرا من هر کجا که باشم به یاد تو خواهم بود. |
|
RSS
|